وقتی میرم قبرستون بعد از فاتحه و نثارکردن صلوات و ختم سوره ی قدر به تعداد 7تا با مرده ها حرف می زنم.یعنی در واقع با ضمیردرونی خودم حرف می زنم.بقول ضرب المثل به در می گم دیوار تو بشنو
بهشون می گم:
دایناسورهایی که 260 میلیون سال پیش روی زمین مرده اند الان 4تااستخونشون از هزاران شمش طلا ارزشش بیشتره.در واقع با بررسی استخونای اونا پروسه ی یک عمر زندگی و یک نسل منقرض شده کشف می شه .اما شما چی ؟
یک عمر که من من کردید و من تونو زدید تو سر اطرافیان و مردم شهر وولایتتون،حالا چطور شده که استخوناتونم ارزش تحقیق رو ندارند.و اگر یک گور دسته جمعی از شما یه جا پیدا بشه کدوم از این استخونا برای چه کسی مهم و مقدس و معتبر و مورد احترامه؟
لابد دوباره یک گور دیگه یه جای دیگه می کنن و اون استخونا رو با کامیون منتقل می کنن و می رن پی کارشون.
یعنی ممکنه کسی پیدا بشه استخون یکی از اونارو بگرده و پیدا کنه تا هویت طرف رو از روی دی ان ای کشف کنه و شروع به تحقیق و تفحص کنه که در تاریخی که این ادم در قید حیات بوده ،چکار می کرده و جه لباسی می پوشیده و چه ساعتی دستش می بسته و به سگش چی غذا می داده و چی می خورده و به چه کتابایی از کدوم دانشمند علاقه مند بوده و نظرش در مورد پلورالیسم و اگزیستانسیالسیم دولتی چی بوده؟
ایا کتابی نوشته یا کتابش الان چند نوبت چاپ مجدد شده؟
بنظر من برای هیچ کسی مهم نیست.حتی اونایی هم که مال دوره ی اون استخونا هستند.
همه شون می گن خدابیامرزدشون دیگه نیستند
همه ی شما مرده ها فقط متعلق به یک مالکید که برای برگشت به مالک اصلیتون هویت گرفتید و انگار حقتون بوده که برید و دیگه نباشید و باید حتما الان پیش خالقتون که مالکتونه باشید.
کسی اصراری نمی کنه که برگردید
کسی نمی گه الهی برگرده بیاد خونه و ماشینو طلا و کتاباشو بگیره
کسی حتی عزیزانشم نمی گن :باید برگرده
یک جور توافق جمعی در نبودتون شکل گرفته و شما رو محدود به همون موقع که بودید اما هی من من کردید و هی مال من کردید و اخرم هیچی رو باخودتون نبردید
این حرفا برای اونایی که خروارها خاک توی چشماشونو پرکرده قابل درکه و خیلی هم دردناکه
کاش می شد حداقل یک نفر اصرار می کرد که بمونی که نری که حقت جاودانگیه که عمرشو می خواد بهت ببخشه و دلش می خواد پیش تو باشه نه این بالا توی دنیا و تعلقاتش
کاش...
حسودی...ما را در سایت حسودی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 76